ارسال شده توسط mqaumi در 10th آگوست 2011
اعتراضات هنوز هم در کشور های افریقایی جریان دارد و تعدادی از حکومت ها سرنگون شدند و حکومت های دیگر جانشین شان گردیدند. این خواسته غرب بود که باید حکومت های اسلامی اعم از مصر، سوریه، یمن و غیره باید سرنگون گردند و مردم آن کشور ها مانند افغانستان و عراق برای حد اقل پنجاه سال در سردرگمی زندگی نمایند. این امر باعث میشود که حکومت های غربی هر آن دول را که بزنند، مردم این کشور ها باید رقص کنند.
باوجودیکه این اعتراضات هنوز هم در سوریه ادامه دارد، مظاهرات گسترده دامنگیر انگلستان شد که از 4 روز به این سو ادامه دارد. درین مظاهرات که در شهر های بزرگ این کشور مانند لندن، برمنگهم، توتنهم، مانچستر و لیورپول انجام یافته است، خسارات جانی و مالی را برای مردم این شهر ها بجا مانده است. دلیل این مظاهره کشته شدن یک تاکسی ران توسط پولیس انگلیسی بوده است.
هر چند تظاهرات در شهر لندن پایان یافته اما هنوز هم شماری از مردم در شهر های دیگر به اعتراضات شان ادامه میدهند. تظاهر کنندگان شماری از پسران جوان بودند که روی خود را پوشانیده، موتر های روی جاده را سنگ باران نموده و دکاکین را اول چور و بعداً شماری از دکان ها را به آتش کشیدند. پولیس همواره کوشش نموده است تا این خشونت را پایان بخشد، اما تا حال موفق به این کار نشده است.
تظاهرات را که مردم در کشور های افریقایی براه انداخته بودند، دست امریکا و متحدانش مخصوصاً انگلیس بوده است. همین که میگویند “آنچه را انجام دهی، روزی آن را خود نیز تجربه میکنی” انگلیس ها نیز مصیبت را که براه انداخته بودند، تجربه نمودند.
ثبت وبلاگ جدید
ارسال شده توسط mqaumi در 3rd آگوست 2011
هربار با برگزاری محافل دولتی در تالار لویه جرگه واقع در پوهنتون پولی تخنیک کابل، محصلین این پوهنتون قربانی داده اند. این بار نیز همه پوهنتون ها امتحانات نهایی سمستر بهاری را سپری نمودند، اما پوهنتون پولی تخنیک کابل بخاطر برگزاری لویه جرگه امتحانات را به تعویق انداخته است. محصلین بی سرنوشت منتظر اعلان تاریخ دقیق امتحانات استند.
من خود نمیدانم که مقصد از برگزاری این لویه جرگه چیست؟ باز میخواهند چی بازی را با زندگی افغان ها انجام دهند؟ آیا برگزاری این جرگه کدام نتیجه مثبت خواهد داشت؟
این سوالات است که به ذهن تمام مردم میگذرد. وقتی که سخن از لویه جرگه زده میشود، پدران مقامات دولتی از رییس جمهور تا وزیر تا رییس و تا مدیر از زیر خاک کشیده میشود و آنقدر دشنام میخورند که در حیات شان مردم برایشان نداده بود.
ارسال شده توسط mqaumi در 4th ژانویه 2011
از نه سال بدینسو جنگ در افغانستان ادامه دارد و تلفات مالی و جانی زیادی را در قبال داشته است. هر روز با ازدیاد نیرو های بیشتر افغانی و خارجی، ستراتیژی طالبان و مخالفان دولت نیز قویتر میشود و با این تعداد به نبرد میپردازند. اینکه چه وقت به اصطلاح کار یک طرفه میشود، معلوم نیست.
یکی از مقامات نظامی امریکایی در ولایت هلمند گفت: ” جنگ در افغانستان مانند کارتونیک موش و پشک یا تام و جیری است. اما فرق که بین این کارتونیک و جنگ در افغانستان وجود دارد، همان تلفات جانی است. در کارتونیک تلفات جانی دیده نمیشود، اما در جنگ در افغانستان هر روز انسان ها جان هایشان را از دست میدهند. ”
مرا تحلیل این مقام خیلی خوشم آمد و راست هم میگوید که هر روز سربازان داخلی و خارجی، مردم عام و مخالفان دولت در اثر جنگ جان هایشان را از دست میدهند.
نه تنها سربازان بلکه مردم ملکی نیز جانهایشان را روزانه در اثر بمباردمان ها و عملیات شبانه از دست میدهند. تنها در سال 2010 بیش از ده هزار تن جان هایشان را در افغانستان از دست دادند که 20 فیصد آن را افراد ملکی تشکیل میداد. وزارت داخله افغانستان اعلام کرد که بیش از پنچ هزار مخالف دولت و حدود دو نیم هزار نیرو های امینتی افغان جانهای شان را در سال گذشته از دست دادند.
روزی از شخصی که از ولایت هلمند به کابل آمده بود، پرسیدم که هر روز دولت و نیرو های خارجی اعلام میکند، این قدر طالب را کشتند و آن قدر را دستگیر نمودند، پس ازین معلوم میشود که تعداد طالبان فیصدی بیشتر از نفوس افغانستان را تشکیل میدهد؟؟؟
آن شخص خندید و به جواب من گفت: خارجی ها هر کس را که بکشند، نام طالب را بالای وی گذاشته و جان خود را خلاص میکنند. گاه بچه دهقان را میکشند، گاه کسبه کار را میکشند و در اخیر نام طالب را بالای وی گذاشته و توسط اعلامیه مطبوعاتی میگویند که فلان طالب را در فلان جای از بین بردیم.
نظر وی را من نیز تایید میکنم، چرا که در یکی از عملیات ها از طرف شب در ولایت لوگر ، یکی از همصنفان پوهنتونم را با خود بردند و پدرش را در خانه شهید ساختند. حدوداً یک سال ازین قضیه میگذرد، اما تا اکنون هم همان صنفی ام که اول نمره صنف هم بود، در زندان بگرام به سر میبرد. آیا کدام جزا برای وی روزانه و شبانه داده میشود، به خدا معلوم…
در همین حال نظر به یک نظر سنجی، حمایت گران ادامه جنگ امریکا در افغانستان به 35 فیصد تقلیل یافته است. البته باید گفت که اکثر این فیصدی را بخش رسانه ها و اعضای دولت آن را کشور تشکیل میدهند. ادامه جنگ در افغانستان نه تنها برای افغانها خسته کن بوده بلکه مردم امریکا و دیگر کشور ها نیز حمایت مردمی را در جنگ در افغانستان روز به روز از دست میدهند.
ارسال شده توسط mqaumi در 2nd ژانویه 2011
بالاخره سال 2010 گذشت و 2011 داخل شد. مردم کشور های دیگر از امریکا تا جاپان و از روسیه تا افریقای جنوبی این روز را مانند نوروز کشور ما جشن میگیرند. خارجی های که بخاطر بدست آوردن پول و اهداف خود در افغانستان حضور دارند، سال نو را دور از فامیل خود جشن گرفتند.
خوب اگر از جشن و جشن بازی بگذریم و ببینیم که این سال شامل کدام وقایع بود؟؟؟
در باره وقایع خارجی چیزی نمیگویم، چرا که امکان دارد کتابی درین باره نوشته شود. میخواهم موضوعات بسیار مهم که در سال 2010 در افغانستان به وقوع پیوست، مختصراً بنویسم. اگر کدام کوتاهی در نوشته وجود دارد، مرا ببخشید.
ناتو سال 2010 را پر تلفات ترین سال برای نیرو های خارجی اما پر بدست آورد ترین سال در افغانستان خواند. اما به نظر میرسد که ناتو کدام دستاورد بزرگی در سال 2010 نداشته است. ناتو و آیساف دلیل حضور خود را در افغانستان برقراری امنیت و از بین بردن القاعده و تروریزم میخواند، اما ادعای را که ناتو نه سال قبل نموده بود و چندی پیش که نمود، بی بنیاد به نظر میرسد چرا که امنیت نسبت به سال های گذشته بدتر و حضور القاعده و طالبان در مناطق مختلف کشور رو به افزایش است.
عملیات قندهار یکی از دستاورد است که خارجی ها بالای آن فخر میکنند، اما اینکه چه دستاورد داشته، تا بحال معلوم نیست. اگر شما میدانید، بنویسید. حملات انتحاری و از بین رفتن افراد ملکی تا اکنون هم درین منطقه وجود دارد.
به وجود آمدن جرگه صلح، کاریست که دولت یک دستاورد بزرگ آنرا میخواند. اعضای این جرگه آنان اند که مردم افغانستان حتی با شنیدن نام آنها پت میکشند و سایه این طایفه را با مرمی چه که با راکت میزنند. ربانی، سیاف، محقق، گیلانی و غیره….. اما متاسفانه که در بین این ها یک نفر دیگر نام خود را بد نموده که عضویت این جرگه را گرفته است.
برگزاری انتخابات پارلمانی واقعه دیگر این سال بود. از بین 2500 کاندید صرف 10 فیصد شان به پارلمان راه یافتند و 90 فیصد باقی مانده همی میگویند تقلب! تقلب و تقلب.
با وجود که برگزار شدن انتخابات در یک حالت بحرانی در کشور کار بسیار بزرگ بود، اما کدام نر است که کاندیدان بازنده را قناعت دهد.
مردن نماینده اوباما در افغانستان و پاکستان نیز خوشبختانه و یا بد بختانه درین سال صورت گرفت. هولبروک از طرف اوباما در افغانستان و پاکستان نمایندگی میکرد و گپ های این طرف را به آنطرف و از آنطرف را به این طرف مانند یک قاصد انتقال میداد، ضایع بزرگ برای امریکا و خوشحالی بزرگ برای افغانستان و پاکستان بود.
هرچند فقط دو روز از سال 2011 گذشته است، اما خبری که میتوان ازین سال داد همان ماه جولای است که پروسه انتقال امنیت رسماً آغاز میگردد.
به امید یک سال پر از خوشی و سعادت و عاری از دغل برای تمام افراد روی زمین.
ارسال شده توسط mqaumi در 30th دسامبر 2010
حمله 11 سپتمبر بالای مرکز تجارتی جهان در نیویارک آتش بود که افغانستان تا اکنون در شعله آن میسوزد. حالانکه بعضی ها میگویند که این حمله سازماندهی شده توسط خود اشغالگران شرق بوده اما بهر حال باید گفت که افغانستان و عراق دو کشور هستند که روزانه ده ها و صد ها بدبختی را تجربه میکنند.
نیرو های خارجی بخاطر از بین بردن عاملین این واقعه به افغانستان حمله کردند و از نه سال بدینسو مستقر درین کشور هستند. درین مدت صدا های را بلند میکنند که القاعده باید از روی کره زمین محو شوند و دیگر نشان ازین گروه باقی نماند، اما تا اکنون این گروه ضعیف نه بلکه قوی و قویتر شدند.
حمله های هوایی و زمینی نیرو های خارجی القاعده را هدف قرار نداده بلکه مردم عام و بی گناه افغانستان را از بین میبرد وبعد خارجی ها، با صادر نمودن یک اعلامیه یی، عذر خواهی میکنند در حقیقت صدور این اعلامیه پاشیدن نمک بالای زخم های فامیل قربانیان است نه کدام همدردی با ایشان.
حکومت افغانستان هم بار ها از نیرو های آیساف و ناتو خواسته تا از کشتن افراد بی گناه جلوگیری صورت گیرد، اما تا کنون کدام نتیجه بدست نیامده است و به این معنی است در گوش خر یاسین خواندن.
نیرو های خارجی آمدن شان را در افغانستان برقراری امنیت در کشور میخوانند اما از روز دخول این ها، بی امنیتی دامنگیر افغانستان شده است. مردم حتی به ولایات که مربوط آنها میباشند، نمیتوانند بروند.
قبل از ورود نیرو های خارجی، مردم با کلمه انتحاری آشنایی نداشتند اما چندی بعد از دخول این نیرو ها، با بوقوع پیوستن این حملات، حتی طفل که تازه گپ زدن را می آموزد، با کلمه انتحاری و بی امنیتی آشنا است چرا که این دو کلمه نقل زبان ها گشته است.
مادر، طفلی را با دادن چوشک بازی میدهند تا آرام شود. خارجی ها نیز دولت افغانستان را با دادن چوشک آرام میکنند تا دهن خود را باز نکند و چیزی نگوید. عبارات حکومت داری بهتر، انکشاف اقتصادی و سکتور های خصوصی، بر قراری ثبات و آوردن امنیت، ساختن زیر بنا ها، بلند بردن ظرفیت، تعلیم و تربیه نیرو های امنیتی و غیره همان چوشک های اند که به نوبت یکی پشت دیگر در دهن دولت میگذارند.
در قانون اساسی آمده که افغانستان یک دولت اسلامی است اما شراب خانه ها یا بار ها در کشور وجود دارد، مرده گاو خانه ها معلوم دار در گوشه و کنار وجود دارد، بی بندباری و بی حجابی در جامعه موجود است، شبانه در حوزه های پولیس شراب نوشی و زنکه بازی میشود، پولیس در چهار راهی ها از طرف شب با چرس خود را نشه میکنند، حرام خوری و بانک های نظام سودی در کشور فعال هستند، از نام اسلام سو استفاده میشود.
کدام کار دولت اسلامی است که در قانون اساسی، دولت را دولت اسلامی خوانده است؟؟؟؟
ارسال شده توسط mqaumi در 18th سپتامبر 2010
امروز تاریخ 27 سنبله بلاخره انتظار اقشار مختلف مردم نیز به پایان رسید و هر کس که درین انتخابات سهمی داشت، رفت و در آن اشتراک کرد. آنان که اشتراک نکردند، بازهم شاید اشتراک نموده باشند، البته در کندن پوستر های کاندیدان.
خوب بهر حال مردم عام و آنان که کارت های رای دهی داشتند، رفتند به پای صندوق های رای دهی و رای خود را برای کاندیدا های دلخواه خود انداختند. مقامات امنیتی نیز تا حد امکان شان کوشش نمودند که زمینه رای دهی را برای رای دهندگان مهیا سازند. کمیسون مستقل انتخابات نیز مواد بی کیفیت را به شماری از مراکز رای دهی رسانده بود. یعنی هر کس به نحو از انحا درین پروسه اشتراک داشتند حتی مخالفان دولت. آنها نمیگذاشتند تا مردم درین پروسه اشتراک نمایند. ( مقصد از اشتراک است چه به نفع یا به نقص )
از دو روز به این سو با انتخابات سرگردان هستم حتی روز جمعه را نیز در دفتر گذشتاندم و امروز که از ساعت 6 صبح کار را شروع کردم الی 8 شب که حتی در بین کار از خستگی زیاد خوابم میبرد.
اگر نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری اندازیم، سرو صدا های زیاد وجود داشت که تقلب صورت گرفته اما کدام شواهدی در دست نبود، ولی من که مسول ویبسایت سلام وطندار هستم و تمام اخبار را در سایت میانداختم، دیده میشد که انتخابات ولسی جرگه تقریباً سراسر تقلب است.
کارت های رای دهی جعلی، رنگ بی کیفیت که خودم و همکارانم بعداز آنکه رای دادیم، به دفتر آمده و توسط بلیچ یا مایع سفید کننده پاک کردیم، نبود برنامه درست و همچنان تهدید های زیاد از سوی مخالفان دولت از جمله این گدوگدی هایست که به نظر من پرستیچ کمیسون مستقل انتخابات از صفر هم پایین آمد.
قبل از برگزاری انتخابات کمیسون انتخابات بسیار بالای کار های انجام داده اش حساب میکرد، اما امشب خود رییس کمیسون انتخابات به زبان خود اقرار کرد که بزرگترین مشکل که وجود داشت پاک شدن رنگ از انگشت توسط مایع سفید کننده بود. ازین جا میتوانیم چنین نتیجه گیری کنیم:
1. هر کس میتوانست که هر قدر خواسته باشد، کارت رای دهی را در وقت ثبت نام رای دهندگان بگیرد حتی 15 یا 20 قطعه.
2. وقتی که یک نفر کارت داشته باشد، و رنگ انگشت خود را نیز به آسانی از بین ببرد میتواند حتی 15 یا 20 رای هم برای یک کاندید دهد.
پس بزرگترین و آشکار ترین تقلب را کمیسون انتخابات چگونه پنهان خواهد کرد؟
ارسال شده توسط mqaumi در 13th می 2010
سلام
حوالی یک بعد از ظهر بود که به دفتر رسیدم. دیدم همه همکارانم مصروف دیدن فایل PDF بودند، نزدیک شدم تا ببینم که چی کار میکنند.
رفتم نزد یکی از آنها دیدم که همه شان مصروف دیدن لست کاندیدان پارلمانی بودند.
با یکی آنها نشستم و من هم مشغول دیدن این لست شدم، در آن لست نام های کسانی را دیدم که خود را کاندید نموده است که خودم افسوس کشیدم که چرا خود را کاندید نکردم تا حد اقل مشهور خو میشدم.
در لست ها دیدم که کاندیدان ولایت کابل از اقشار مختلف بودند.
خواننده، سازنده، نطاق، تحلیل گر سیاسی، جوکر و غیره ……………………………
فریده ترانه خواننده که در ستاره افغان اشتراک نموده بود تا حدی کامیاب هم شد، خود را اول در انتخابات شورای ولایتی کابل کاندید نموده بود، وقتی که برنده آن شد، البته استعفا داده و در انتخابات پارلمانی نیز خود را کاندید کرده است.
عبدالضمیر کابل که در نقش جوکر در درامه ها کار میکند خود را کاندید نموده است.
حوریه آرزو یا تلسی افغانستان که در درامه تلسی صدای تلسی را دوبله نموده است، نیز از جمله کاندیدان این دور میباشد.
بکتاش سیاووش و نصیر فیاض که در تلویزیون طلوع و آریانا میز گرد را پیش میبرند، خود را کاندید نموده اند.
فروزان فنا، شهلا عطا، بشیر بیژن هم دیدند که در انتخابات ریاست جمهوری کامیاب نشدند، حالا خود را کاندید ولسی جرگه نمودند.
شماری از نطاقان تلویزیون ملی افغانستان نیز خود را کاندید نموده اند که میتوان از فریبا چرخی و نیازی نام برد.
احمد سعیدی که همیشه از کار های پارلمان انتقاد میکرد، حالا خود را کاندید کرده ببینم که چطور میشود؟
باید گفت که بعضی از مردم نیز درین لست دیده میشود که مادر شان از یک جا و خود شان از جای دیگر خود را کاندید نموده اند ( رنا نورستانی )
اگر کدام شخص از لیست من مانده باشد، شما میتوانید در نظرات آن را علاوه کنید.
خوب حالا که این مردم دارای حرفه های متنوع خود را کاندید نموده اند، آیا رای خواهند برد یا خیر.
اگر ببرند خو یک پارلمان دیموکراتیک متشکل از حرفه های مختلف خواهیم داشت اما اگر باز هم ناکام ماندند، سر و صدای شان از پشت هر رادیو و هر تلویزیون بلند خواهد شد که تقلب تقلب و هم تقلب
ارسال شده توسط mqaumi در 24th مارس 2010
درین اواخر وزارت اطلاعات فرهنگ و وزارت مخابرات در نظر گرفته اند تا محدودیت های را بالای شبکه انترنیت در افغانستان وارد کند که در نتیجه سانسور انترنیت باید در افغانستان نیز رایج شود.
سانسور انترنیت در حال صورت گرفته است که دولت نیز چندی قبل بالای رسانه های آزاد و مستقل بعضی از محدودیت ها را وارد کرد اما کدام جای را نگرفت. سانسور انترنیت و رسانه ها در ایران بسیار عام بوده و دولت هرگز نمیخواهد تا شعار های زد دولتی از طریق رسانه های تصویری، صوتی و یا چاپی به نشر برسد. دولت ایران همچنان در کوشش است که وبلاگ نویسی را نیز محدود کند تا وبلاگ نویسان نتوانند در وبلاگ های شان موضوعات زد دولتی را به نشر برسانند.
سانسور انترنیت نیز مانند سانسور رسانه ها، بعضی ها را به تشویش انداخته است و آنانکه به آزادی بیان یقین و باور دارند، هرگز نمیتوانند با این کار دولت و وزارت های اطلاعات و فرهنگ و مخابرات هم نظر باشند.
اما یک چیز را نباید از نظر انداخت که افغانستان یگانه دولت است که انترنیت بدون کدام محدودیت درآن استفاده میشود.
در کشور های دیگر نیز از انترنیت استفاده میکنند، اما بعضی از پالیسی های را دولت برای استفاده موثر آن براه انداخته است پس باید درین باره دولت افغانستان نیز بعضی از پالیسی های را در رابطه به انترنیت داشته باشد.
اما در یک حصه من با وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزارت مخابرات هم نظر هستم که باید در افغانستان انترنیت فلتر گردد به این معنی که حدود زیاد از مردم که از انترنیت استفاده میکنند، از سایت های خراب و برهنه دیدن میکنند، فلم های مبتذل را داونلود و بلاخره از انترنیت به وجه احسن کار نمیگرند پس درین حال دولت باید یک کاری کند تا استفاده درست از انترنیت صورت گیرد.
همانا که انترنیت کار های بسیار زیادی را آسان ساخته و سهولت زیاد را در کار ها به میان آورده است، کار های غیر مجاز نیز از طریق این تکنالوژی صورت گرفته میتواند که دولت افغانستان باید به این نقطه خوب دقت کند و من نیز منحیث یک شهروند و کسی که از انترنیت استفاده میکنم، میباشم.
خوب میخواهم سخنانم را جمع بندی نمایم اینکه :
دولت نباید ساحه انترنیت را که مردم از طریق آن معلومات و دیگر کار های مجاز را انجام میدهند، تنگ سازد.
دولت باید محدودیت های را بالای قسمت از استفاده انترنیت وارد کند که مردم از ان استفاده های درست نمیکنند مثل دیدن عکس های برهنه، دانلود فلم های مبتذل و غیره.
ارسال شده توسط mqaumi در 22nd مارس 2010
این مصادف تعدادی را خوش و شماری دیگر حتی عید نوروز را نیز ندانستند.
مطلب را درین باره در وبلاگ دیگرم نوشته ام. زحمت نمیشود در آنجا ببینید.
شما میتوانید ازین لینک موضوع را بګیرید www.mqaumi.blogspot.com
ارسال شده توسط mqaumi در 8th مارس 2010

از طریق وبلاگ خود روز جهانی زن را برای تمام زنان دنیا و مخصوصاً زنان افغانستان تبریک و تعنیت عرض میدارم و از خداوند متعال خواهانم در امور روزمره شان کامیاب باشند.
البته باید فراموش نباید کرد که روز زن نه تنها 8 مارچ است، بلکه هر روز روز زن است که باید احترام شود و حق وی براورده گردد.
امروز در دفتر نیز ازین روز تجلیل شد و کیک بسیار بزرگ را توته کردند و ازین روز جهانی تجلیل نمودند.
خوب به هر حال:
روز زن را خو تبریکی دادم اما یک خواهش که از زنان افغان و مسلمان دارم اینست که حقوق را که اسلام برایشان قایل شده است، بعضی مسولیت های دیگر را نیز بر عهده شان گذاشته است که باید آن را احترام گزارند.
چیز های را که میخواهم بنویسم، در شعر ذیل موجود است و امیدوارم خواهرانم این شعر را الگو قرار داده و به آن خود را آراسته کنند.
زلف خود از روسری بیرون مـــریز
در مسیر چشم ها افسون مریز
یاد کن از آتش روز معـــــــــــــــاد
جلوه گیسو مده در دست بـــاد
خواهرم دیگر دو کودک نیستـی
فاش تر گویم عروسک نیستـی
خواهر من این لباس تنگ چیست
پوشش چسپان و رنگارنگ چیست
خواهرم این قدر تنازی مکــــن
با اصول شرع لج بازی مکــــن
خواهرم ای عاشق دین مبین
یک نظر ازواج پیغمبر ببیــــــن
دیدگاههای تازه